• امروز : سه‌شنبه, ۲۶ خرداد , ۱۴۰۵
  • برابر با : Tuesday - 16 June - 2026
کل 109 امروز 1
4

 تکرار خوشایند لحظه‌ها 

  • کد خبر : 892
  • 27 آذر 1404 - 10:32
 تکرار خوشایند لحظه‌ها 
روز اول مهر بود و قرار بود با معاون پرورشی، زودتر به مدرسه برویم تا با کمک هم اتاق پرورشی را مرتب کنیم. سوار اتوبوس شدم و هنگام نشستن روی یک صندلی خالی...

تکرار خوشایند لحظه‌ها
روز اول مهر بود و قرار بود با معاون پرورشی، زودتر به مدرسه برویم تا با کمک هم اتاق پرورشی را مرتب کنیم. سوار اتوبوس شدم و هنگام نشستن روی یک صندلی خالی، متوجه حضور معلم پایه اول شدم. سلام و احوال‌پرسی کردیم و از اینکه یکدیگر را می‌دیدیم، بسیار خوشحال بودیم.
وارد مدرسه شدم. دانش‌آموزان با خوشحالی به استقبالم آمدند و در آغوشم قرار ‌گرفتند.
– خانووم!
– سلااام!
– خانوم! دل‌مون براتون تنگ شده بود.
– بازم سر کلاس‌مون میاید؟
لحظات خوشایندی بود. زنگ‌های تفریح، بچه‌ها لحظه‌های ورودم به مدرسه را تکرار می‌کردند و خواستار حضورم در کلاس‌شان بودند.
✍️خانم سیده‌لیلا حسینی‌مؤمن

لینک کوتاه : https://tarhamin.ismc.ir/?p=892

برچسب ها

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.