وقتی کارنامهی «منشور کرامت» را به بچهها دادم، یکی از مادرها آمد و خواست که گامهای منشور را برایش توضیح بدهم...
در کلاس، منشور کرامت را با هفت گام روشنگرانه برای دانشآموزان بازگو کردم؛ گویی چراغی در دلهای کوچکشان روشن شد...
کلاس اولی بودند؛ هنوز منشور کرامت را برایشان اجرا نکرده بودم، اما داستان «صبر دانه» را برایشان خواندم. کلاس که تمام شد، بچهها دورم جمع شدند...
پس از برنامهی آلا و انجام ارزیابی دوگانه توسط مادران، هنگام خروج از جلسه یکی از مادرها پس از عرض خداقوت بیان کرد...