• امروز : سه‌شنبه, ۱۳ مرداد , ۱۴۰۵
  • برابر با : Tuesday - 4 August - 2026
امروز 1
2

کیک هانیه 

  • کد خبر : 901
  • 27 آذر 1404 - 10:45
کیک هانیه 
روز اول مدرسه بود. بوی کیف و کفش نو همه‌جا را پر کرده بود و حیاط پر از همهمه‌ی بچه‌ها بود. کلاس‌اولی‌ها با چشم‌های اشک‌آلود دنبال مادرشان می‌گشتند...

کیک هانیه
روز اول مدرسه بود. بوی کیف و کفش نو همه‌جا را پر کرده بود و حیاط پر از همهمه‌ی بچه‌ها بود. کلاس‌اولی‌ها با چشم‌های اشک‌آلود دنبال مادرشان می‌گشتند و بعضی‌ها گریه می‌کردند.
من آرام در حیاط قدم می‌زدم و با بچه‌ها درباره خاطرات تابستان گپ می‌زدم که ناگهان از پشت سر صدایی آرام گفت:
ـ خانم، خوبی؟ من براتون یه کیک خوشمزه پختم.
برگشتم؛ هانیه بود، با همان لبخند شیرینش. با ذوق ادامه داد:
ـ خانم! من شما رو خیلی دوست دارم.
بعد هم رو به بقیه‌ی دخترها گفت:
ـ خانم رو ول کنید، بیاید با هم کیک بخوریم!
معاون مدرسه با خنده گفت:
ـ دیگه محاله هانیه افشار کیک درست کنه و همه‌مون رو دعوت کنه!
آن روز با هانیه خیلی حرف زدیم، خندیدیم و کلی خاطره‌ی تازه ساختیم.
✍️خانم فاطمه شرفی

لینک کوتاه : https://tarhamin.ismc.ir/?p=901

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.