• امروز : دوشنبه, ۲۵ خرداد , ۱۴۰۵
  • برابر با : Monday - 15 June - 2026
کل 109 امروز 1
1

یه حبه قند 

  • کد خبر : 935
  • 27 آذر 1404 - 20:01
یه حبه قند 
خاطرات مربی امین، به‌ویژه در دوره ابتدایی، آن‌قدر با زندگی مربیان گره خورده که هیچ‌وقت از یاد نمی‌رود. بیشتر این خاطرات مثل داستان‌های شیرین و کودکانه‌ای هستند که...

یه حبه قند
خاطرات مربی امین، به‌ویژه در دوره ابتدایی، آن‌قدر با زندگی مربیان گره خورده که هیچ‌وقت از یاد نمی‌رود. بیشتر این خاطرات مثل داستان‌های شیرین و کودکانه‌ای هستند که میان مربیان و دانش‌آموزان رقم می‌خورند.

روز اول مدرسه، وقتی برای جشن آغاز سال تحصیلی و ماه مهر در کنار دانش‌آموزان و مادران‌شان بودم، مادرها با لبخند و آرامش می‌گفتند خوشحال‌اند که من امسال هم مبلغ امین فرزندان‌شان هستم. شیرین‌تر از همه، لحظه‌ای بود که یکی از معلمان مدرسه ــ که دخترش در همان‌جا درس می‌خواند ــ جلو آمد و گفت:
«زینب، دخترم، خیلی شما را دوست دارد و از اینکه امسال هم مربی‌اش هستید، بی‌نهایت خوشحال است.»

همان‌جا حسی شیرین در دلم نشست؛ مثل طعم یک حبه قند که روز آدم را شیرین می‌کند.
راستش را بخواهید، هر مربی حتی اگر تنها یک‌سال در مدرسه‌ای باشد، به‌اندازه‌ی بیست سال خاطره دارد؛ خاطراتی که هرکدام شنیدنی‌تر از دیگری است.
✍️خانم سمانه چهره

لینک کوتاه : https://tarhamin.ismc.ir/?p=935

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.