همکاری صمیمانه
بین دو زنگ، آقای مدیر دعوتم کرد برای صرف چای. معاونان پرورشی و آموزشی (آقای مغازهای) هم حضور داشتند. صحبت از اهداف سال جدید بود که آقای مدیر گفت: «حاج آقا! درخواستی از شما داریم. این بچهها، پایهی یازدهم و دوازدهماند و نیاز مشاوره دارند؛ گاهی سؤالات بزرگی درباره مباحث هستیشناسی، انسانشناسی، هویت و شخصیت توی ذهنشون هست. اگر صلاح بدونید، بد نیست حتی بهطور غیررسمی و گروهی، براشون جلساتی داشته باشین. اینجا فقط درس نیست، زندگی هم هست.»
معاون پرورشی (آقای بحرینی) هم تأیید کرد و گفت: «دقیقاً! ذهن بعضی از دانشآموزان درگیر هست؛ اما جرئت مطرح کردن ندارند.»
این پیشنهاد نشان میداد (کادر مدرسه) علاوه بر اینکه مرا به رسمیت شناختهاند، برای نقشم در ابعاد مختلف زندگی دانشآموزان ارزش قائلاند و دنبال یک همکاری صمیمانه و مؤثرند.
✍️آقای مجتبی روحانی
همکاری صمیمانه
بین دو زنگ، آقای مدیر دعوتم کرد برای صرف چای. معاونان پرورشی و آموزشی (آقای مغازهای) هم حضور داشتند. صحبت از اهداف سال جدید بود...
لینک کوتاه : https://tarhamin.ismc.ir/?p=895
- ارسال توسط : ادمین
- 9 بازدید
- بدون دیدگاه



















