روز اول مهر با کمک بچهها، میز اولین سهشنبهی مهدوی را در حیاط مدرسه برپا کردیم. مشغول پذیرایی بودیم که...
روز اول سال، نصف دختران پایه هشتم ناراحت و نگران بودند. موضوع از این قرار بود که دوستان صمیمی این افراد...
صبح روز اول مهر بود و حال و هوای مدرسه، بوی نویی میداد. با دلی که (کمی) شور میزد اما پر از امید بود، قدم به سالن دبیرستان گذاشتم...
در آستانه سپیدهدم سال جدید تحصیلی، قلبم همچون پرندهای در قفس، بیتاب میتپید. امروز، نخستین روزی بود که قدم به این سرزمین ناشناخته، این مدرسۀ جدید، مینهادم. دغدغهای روح مرا میآزرد...