• امروز : دوشنبه, ۱۲ مرداد , ۱۴۰۵
  • برابر با : Monday - 3 August - 2026
امروز 0
25آذر
نور امید

نور امید

صبح روز اول مهر بود و حال و هوای مدرسه، بوی نویی می‌داد. با دلی که (کمی) شور می‌زد اما پر از امید بود، قدم به سالن دبیرستان گذاشتم...

25آذر
زمزمه‌ی محبت

زمزمه‌ی محبت

در آستانه سپیده‌دم سال جدید تحصیلی، قلبم همچون پرنده‌ای در قفس، بی‌تاب می‌تپید. امروز، نخستین روزی بود که قدم به این سرزمین ناشناخته، این مدرسۀ جدید، می‌نهادم. دغدغه‌ای روح مرا می‌آزرد...

24آذر
شیفت مخالف

شیفت مخالف

هفتۀ اول سال تحصیلی، دبستان ما مثل همیشه بعد از ظهری بود. روز اول، با یک جعبه شیرینی وارد مدرسه شدم و کام همکارانم، به‌ویژه چند معلم جدید را شیرین کردم. هنوز شیفت مخالف _که مقطع متوسطۀ اول بود_ تعطیل نشده بود...

24آذر
آموزش «آیه‌ی اطعام» از کتاب «مثل کشتی نوح»

آموزش «آیه‌ی اطعام» از کتاب «مثل کشتی نوح»

دانش‌آموزان پس از شنیدن داستان «خانواده‌ی بهشتی» در درس اطعام، با تکرار «آیه‌ی اطعام» با وزنی خاص، موفق به حفظ آیه شدند. وزن مورد نظر از ضمائم کتاب «مثل کشتی نوح» استفاده گردید. مربی: خانم ف. رضایی پایه: دوم ابتدایی تاریخ: اردیبهشت‌ماه 1403 فیلم: دانش‌آموزان در حال تلاوت آیه‌ی اطعام کتاب «مثل کشتی نوح 1»، […]

24آذر
تازه‌وارد

تازه‌وارد

امسال یک دانش‌آموز جدید کلاس یازدهمی وارد مدرسه محل تبلیغم شد. در یک صحبت صمیمانه، برای هم گفتیم که اهل چه شهری هستیم. او با شنیدن نام شهرم با تعجب گفت: