دانشآموزان در درس ولایت، داستان «بخشش بزرگ» امیرالمؤمنین را شنیدند و با تکرار «آیهی ولایت»، موفق به حفظ این آیه شدند...
روز اول مدرسه بود. بوی کیف و کفش نو همهجا را پر کرده بود و حیاط پر از همهمهی بچهها بود. کلاساولیها با چشمهای اشکآلود دنبال مادرشان میگشتند...
زنگ آخر که خورد، خسته اما شادمان از روزی خاص و بهیادماندنی به سمت در خروجی رفتم. چند نفر از همان دانشآموزان صبح، دوباره پیدایشان شد و گفتند...
بین دو زنگ، آقای مدیر دعوتم کرد برای صرف چای. معاونان پرورشی و آموزشی (آقای مغازهای) هم حضور داشتند. صحبت از اهداف سال جدید بود...
Sorry. No data so far.




