خاطرات مربی امین، بهویژه در دوره ابتدایی، آنقدر با زندگی مربیان گره خورده که هیچوقت از یاد نمیرود. بیشتر این خاطرات مثل داستانهای شیرین و کودکانهای هستند که...
چهارشنبه دوم مهر، سر کلاس پایه هفتم درباره جایگاهشان در هستی، قدرتی که خداوند در وجودشان نهاده و نقششان در یاری امام زمان صحبت میکردم. دخترها با دقت و نگاههای مشتاق گوش میدادند...
روز اول مدرسه بود. بوی کیف و کفش نو همهجا را پر کرده بود و حیاط پر از همهمهی بچهها بود. کلاساولیها با چشمهای اشکآلود دنبال مادرشان میگشتند...
زنگ آخر که خورد، خسته اما شادمان از روزی خاص و بهیادماندنی به سمت در خروجی رفتم. چند نفر از همان دانشآموزان صبح، دوباره پیدایشان شد و گفتند...